گلچین ترانه و شعر کودک

 

جلد نخست: فولکلور

 

 

گردآورنده:

احد قربانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

گلچین ترانه و شعر کودک

 

 

 

جلد نخست: فولکلور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گردآورنده: احد قربانی

 

نشر ماز

گوتنبرگ، 1388

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قربانی، احد

گلچین ترانه و شعر کودک (جلد نخست: فولکلور)

چاپ نخست: 1388

نشر ماز

سوئد، گوتنبرگ

شمارگان: به تعداد درخواست

نشانی:

Ahad.Ghorbani@gmail.com

http://hem.passagen.se/ahad_ghorbani/

 

 

 


 

نمایه

  پیشگفتار

ترانه و شعر کودک فولکلوریک

عموزنجیرباف

خورشید خانم

یه توپ دارم قل قلیه

آفرین.

تولدت مبارک

مرغ زرد پا کوتاه

یکی بود، یکی نبود

ماشین من

لی لی لی لی حوضک

دویدم و دوی

ماه آسمون.

آقا خرگوشه.

جان مريم

ننه سرما

عروسک قشنگ من

مداد زرد

زنبور طلايی

پاشو پاشو کوچولو.

کبوتر ناز. PAGEREF _Toc240271902 \h 28

چرخ و فلک... PAGEREF _Toc240271903 \h 29

مادر بزرگ (۱) PAGEREF _Toc240271904 \h 30

مادر بزرگ (۲) PAGEREF _Toc240271905 \h 31

خوشحال و شاد و خندان. PAGEREF _Toc240271906 \h 32

باغ وحش.. PAGEREF _Toc240271907 \h 33

تلفن. PAGEREF _Toc240271908 \h 34

توپ سفيدم PAGEREF _Toc240271909 \h 35

پاشو پاشو کوچولو. PAGEREF _Toc240271910 \h 36

پیاز. PAGEREF _Toc240271911 \h 37

قلک... PAGEREF _Toc240271912 \h 38

حاجی لك لك.. PAGEREF _Toc240271913 \h 39

كبوتر من. PAGEREF _Toc240271914 \h 40

دختر خاله. PAGEREF _Toc240271915 \h 41

خرگوش من. PAGEREF _Toc240271916 \h 42

ماهی. PAGEREF _Toc240271917 \h 43

پلیس.. PAGEREF _Toc240271918 \h 44

کلاغه. PAGEREF _Toc240271919 \h 45

دست تو دماغ نکن. PAGEREF _Toc240271920 \h 46

پاییزه پاییزه PAGEREF _Toc240271921 \h 47

بی دندون. PAGEREF _Toc240271922 \h 48

آقا لاک پشت.. PAGEREF _Toc240271923 \h 50

يك و دو و سه. PAGEREF _Toc240271924 \h 51

بارون مياد PAGEREF _Toc240271925 \h 52

گریه نکن. PAGEREF _Toc240271926 \h 53

حيوانات.. PAGEREF _Toc240271927 \h 54

بخاری.. PAGEREF _Toc240271928 \h 55

وقتی پا می شم PAGEREF _Toc240271929 \h 56

گریه نکن. PAGEREF _Toc240271930 \h 57

دامن من. PAGEREF _Toc240271931 \h 58

من یه گلم PAGEREF _Toc240271932 \h 59

نهال سیب.. PAGEREF _Toc240271933 \h 60

دكتر. PAGEREF _Toc240271934 \h 61

اتل متل یه مورچه. PAGEREF _Toc240271935 \h 62

سيب خوشمزه PAGEREF _Toc240271936 \h 63

ابر چاق سیاه PAGEREF _Toc240271937 \h 64

سبز. PAGEREF _Toc240271938 \h 65

کوچولویم کوچولو. PAGEREF _Toc240271939 \h 66

آهای آهای آ گرگره PAGEREF _Toc240271940 \h 67

حسنی بی دندون. PAGEREF _Toc240271941 \h 68

مداد PAGEREF _Toc240271942 \h 69

تنبلی. PAGEREF _Toc240271943 \h 71

پاییز. PAGEREF _Toc240271944 \h 72

منابع. PAGEREF _Toc240271945 \h 73

کتاب.. PAGEREF _Toc240271946 \h 73

وبگاه

 

 

 


 

پیشگفتار

بسیاری از سرگرمی های مدرن، کودکان را از جمع و خانواده جدا و به مصرف کنندگان منفعل و غیر خلاق تنزل می دهد. شعر و داستان خوانی برای کودکان و پرسش کردن راجع محتوی خوانده ها ویا در خواست از کودکان در بازخوانی خوانده ها و حتی تشویق آنها به سرودن شعر و گفتن داستان، در رشد فکری، گسترش توان تخیل و رسائی بیان کودک نقشی سازنده دارد و کودکان را از مصرف کننده منفعل به آفریندگان فعال تبدیل می کند.

ادبيات كودكان شامل قصه، شعر، نمايش، افسانه و داستان تلاشی برای رشد همه جانبه کودک، با زبان و شيوه ای مناسب و در خور فهم آنهاست

ادبيات، كودكان را در همه ی عرصه های زندگي رشد و پرورش مي دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخيل و قوت تصور او مي شود و نيز نيروی ابتكار و ابداع به او مي بخشد. داستانها و اشعاری اثری ژرف در تفكر و روحيه ی کودکان می گذارد و ايشان را برای معاشرت با ديگران و در درك و فهم زندگي و مشكلات آنان را ياري مي كند.

ادبيات كودك، به ويژه در زمينه هاي زبان آموزي و آموختن كلمات تازه به كودكان، نقش قاطعي دارد. هدف ادبيات كودكان در موارد زیر می توان دسته بندی کرد:

      كمك به پرورش قدرت بيان و عواطف و افكار

      تقويت و پرورش نيروی تخيل

      تحريك توان ابتكار و ابداع

      ايجاد عشق و علاقه به ادبيات

      رشد اعتماد به نفس

      علاقه مند ساختن به جامعه، مردم، آزادی و عدالت

      ارضای کنجکاوی و نيازهای عاطفي

      آماده ساختن براي دريافت پيام های اخلاقی و انسانی

      پایه ریزی شهروندی خوب و روادار بودن

این مجموعه با توجه به این اهداف ذکر شده در بالا برای ادبیات کودکان برگزیده شد. مجموعه در حالی گردآوری شد که به بسیاری از منابع مورد نظرم دسترسی نداشتم. اگر ترانه یا شعر کودکی به خاطر دارید که جا آن در مجموعه خالی، نگارنده را در جریان بگذارید تا در ویرایش های تکمیکی در مجموعه درج شود.

این مجموعه در چهار جلد منتشر می شود:

جلد نخست: فولکلور

جلد دوم: از آغاز تا انقلاب مشروطیت

جلد سوم: از انقلاب مشروطیت تا ۱۳۵۷

جلد چهارم: از ۱۳۵۷ تا امروز

با کمک شما پدران و مادران این مجموعه می تواند بهترو آموزنده تر شود. اگر شعر به نظر شما نامناسب و یا پیام بدآموزنده دارد، لطفا نگارنده را راهنمائی کنید.

با نگارنده می توانید با پست الکترونیکی زیر تماس بگیرید.

Ahad.Ghorbani@gmail.com

احد قربانی

گوتنبرگ، سوئد

تابستان ۱۳۸۸


 

ترانه و شعر کودک فولکلوریک

عموزنجیرباف

 

عموزنجیرباف..........!

بعله...؟

زنجیر منو بافتی.........؟

بعله...!

پشت کوه انداختی........؟

بعله...!

بابا اومده.............!

چی چی آورده...؟

نخود و کشمش....!

بخور و بیا.......!

با صدای چی؟؟؟

با صدای گربه!!!

میو، میو، میو، ...

 

 

 

با صدای چی؟؟؟

با صدای گربه!!!

با صدای سگ!

واق واق واق


 

خورشید خانم

خورشید خانمآفتاب کن     یه من برنج تو آب کن

ما بچه های گرگیم               از سرمایی بمردیم

ابر و ببر به کوه ها              آفتاب بیار شهر ما

 

 


 

یه توپ دارم قل قلیه

 

یه توپ دارم قلقلیه                     سرخ و سفید و آبیه

می‌زنم زمین، هوا می‌ره         نمی‌دونی تا کجا می‌ره

من این توپو نداشتم                   مشقامو خوب نوشتم

بابام بهم عیدی داد                        یه توپ قلقلی داد

 

 

 


 

آفرین

 

آفرین! صد آفرین!

هزار و سیصد آفرین!

....... خوب و نازنین!

بهترین ....... روی زمین!

 

 


 

تولدت مبارک

 

تولد، تولد، تولدت مبارک!

مبارک، مبارک!

تولدت مبارک!

 

لبت شاد و دلت خوش!

تو گل پرخنده باشی!

بیا شمعا رو فوت کن!

که صد سال زنده باشی!

 

تولد، تولد، تولدت مبارک!

مبارک ،مبارک!

تولدت مبارک!

 

 


 

مرغ زرد پا کوتاه

آهای آهای! آب اومد. کدوم آب؟

همون آب که تش خاموش کرد.

کدوم تش؟ همون تش که چوب روشن کرد.

کدوم چوب؟ همان چوب پشت در بود.

کدوم در؟ همون در که شب نبستی.

کدوم شب؟ همون شب که خرسه اومد.

کدوم خرس؟ همون خرس که مرغه رو برد.

کدوم مرغ؟ همون مرغ زرد پا کوتا،

سینه سفید و دم طلا، که صد تومن می خریدن

نمی دادمش، خرسه اومد و بردش،

رو پا نشست و خوردش، یه مشت زدم تو گردش،

دوباره برام آوردش.


 

یکی بود، یکی نبود

یکی بود، یکی نبود         در خانمان گودالی بود

پشه چادر زده بود               تو چادر نشسته بود

گربه عطاری می کرد         موشه بقالی می کرد

شتره نمد مالی می کرد

فیل اومد تماشا کنه       اوفتاد و دندونش شکست

گفت چی کنم چی نکنم       رومو به دروازه کنم

صدای بزغاله کنم            بیجی، بیجی، مع مع

دنبه داری؟ نه نه          پس چرا می گی مع مع

 

 


 

ماشین من

 

ماشین من راه می افته

زود، زود، زود

 

از پشت اون بیرون میاد

دود، دود، دود

 

جلو برو، جلو برو

بس، بس، بس

 

راه بسته شد، راه بسته شد، بوق بزن

بوق، بوق، بوق

 


 

لی لی لی لی حوضک

 

 

لی‌لی لی‌لی لی‌لی حوضک

 گنجشکه اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک،

اين رفت خبر کرد

اين کشت و پر کرد

اين پخت و پز کرد

اين گفت مال منو کی خورد

اين گفت: منِ منِ کله گنده.

 

 

 


 

دویدم و دویدم

 

دویدم و  دویدم
سر کوئی رسیدم
دو تا خاتونی دیدم
یکیش به من آب داد
یکیش به من نون داد
نونو خودم خوردم
آبو دادم به زمین
زمین به من علف داد
علفو دادم به بزی
بزی به من پشگل داد
پشگلو دادم به نونوا
نونوا به من آتیش داد
آتیشو دادم به زرگر
زرگر به من قیچی داد
قیچی رو دادم به خیاط
خیاط به من قبا داد
قبا رو دادم به ملا
ملا به من کتاب داد
کتابو دادم به بابا
بابا به من خرما داد
یکی را خوردم تلخ بود.
یکی را خوردم شیرین بود.
رفتم بالا دوغ بود.

آمدم پائین ماست بود.

قصه ما راست بود.

رفتم بالا ماست بود.

آمدم پائین دوغ بود.

قصه ما دورغ بود.

 

 

 


 

ماه آسمون

 

تو که ماه بلند آسموني                            منم ستاره مي شم و دورتو مي گيرم

تو که ستاره مي شي دورمو مي گيري            منم ابر مي شم، رو تو مي گيرم

تو که ابر مي شي رومو مي گيري                منم بارون مي شم، نم نم مي بارم

تو که بارون مي شي، نم نم مي باري              منم سبزه مي شم، سر در ميارم

تو که سبزه مي شي، سر در مياري              منم گل مي شم و پهلوت مي شينم

 

 

 

 

 


 

آقا خرگوشه

يک روزی آقا خرگوشه                     رسيد به بچه موشه

موشه دويد تو سوراخ                        خرگوشه گفت: آخ

وايسا، وايسا، کارت دارم              من خرگوش بي آزارم

بيا از سوراخت بيرون               مگه نمی خوای مهمون؟

موشه يه نگاهي كرد به خرگوش ديد كه گوشهاش درازه دهنش بازه

شايد بخواد بخورتم يا با خودش ببرتم پس ميرم پيش مامانم انجا ميمانم

مادر موشه عاقل بود                زنی با هوش و کامل بود

يه نگاهی کرد به مهمون                  گفت ای بچه جون!

اين خرگوشه                            خيلی خوب و مهربونه

برو پيشش سلام کن                               بيارش خونه

 

 


 

جان مريم

            جان مريم چشماتو وا كن، منو نیگا كن

شد هوا سپيد، در اومد خورشيد، وقت اون رسيد، كه بريم به صحرا

آی نازنين مريم

            جان مريم چشماتو وا كن ، منو نیگا كن

بشيم روونه، بريم از خوونه، شونه به شونه، به ياد اون روزها

آی نازني مريم

            باز دوباره صبح شد، من هنوز بيدارم

كاش مي خوابيدم، تو رو خواب مي ديدم

خوشه غم ، توی دلم، زده جوونه، دونه به دونه

دل نمي دونه، چه كنم با اين غم

آي نازنين مريم

            باز دوباره صبح شد، من هنوز بيدارم

كاش مي خوابيدم، تو رو خواب مي ديدم

خوشه غم ، توي دلم، زده جوونه ، دونه به دونه

دل نمي دونه، چه كنم با اين غم

آی نازنين مريم

 

 


 

ننه سرما

ننه سرما توي راهه           داره پيداش مي شه باز

رو سرش چتر سياهه        داره پيداش مي شه باز

ننه سرما با خودش              برف و بارون مياره

همه جا ابری ميشه            برف و بارون ميباره

دونه دونه برف مياد             ميشينه رو خونه ها

کفترها پر مي زنن              مي رن توي لونه ها

ننه سرما توي راهه          داره پيداش مي شه باز

رو سرش چتر سياهه        داره پيداش مي شه باز

 

 


 

عروسک قشنگ من

 

عروسک قشنگ من قرمز پوشيده

تو تخت خواب مخمل آبيش خوابيده

يه روز مامان رفته بازار اونو خريده

قشنگ تر از عروسکم هيچ کس نديده

 

عروسک من، چشماتو باز کن

وقتي که شب شد ، اون وقت لالا کن

بيا بريم توي حياط با من بازي کن

توپ بازي و شن بازي و طناب بازي کن

 

 


 

مداد زرد

 

با شير آب بازي نکن                نگاه که مثل موش شدی

نازي شيطون بلا                     چقد تو بازيگوش شدی؟

 

خوبه از من ياد بگيری                ببين دارم گل مي کشم

مداد زرد من کجاست               مي خوام يک بلبل بکشم

 

 

 

 


 

زنبور طلايی

 

ای زنبور طلايی          نيش مي زني بلايی

پاشو پاشو بهاره             گل وا شده دوباره

پاشو پاشو بهاره             گل وا شده دوباره

 

ای زنبور طلايی          نيش مي زني بلايی

پاشو پاشو بهاره             عسل بساز دوباره

پاشو پاشو بهاره             عسل بساز دوباره

 

کندو داری تو صحرا        پر می کشی به هر جا

پاشو پاشو بهاره                  عسل بساز دوباره

 

ای زنبور طلایی                    نیش میزنی بلایی

پاشو پاشو بهاره                     گل وا شده دوباره

برو به دشت و صحرا            جنگل و کوه و دریا

نیش بزن باز به گلها              عسل بساز برای ما

 

 


 

پاشو پاشو کوچولو

 

پاشو پاشو کوچولو          از پنجره نگاه کن

با چشماي قشنگت          به منظره نگاه کن

اون بالا بالا خورشيد          تابيده در آسمان

يک رشته کوه پايينتر        پايينترش درختان

نگاه کن اون دوردورا         کبوتري مي پرد

انگار براي بلبل             از گل خبر مي برد

 

 


 

کبوتر ناز

 

کبوتر ناز من تنها نشسته
دلم براش ميسوزه بالش شکسته
به من نگاه ميکنه غمگين و خسته
مامان جون مهربون بالشو بسته
کبوتر ناز من خوب ميشي فردا
دوباره پر مي کشي تو آسمونها

 

 


 

چرخ و فلک

 

چرخ و فلک تند ميره
بالا و پايين ميره
آخ داره ميره حالا پايين
ميرسه يواش به زمين
اما به سوي هوا ، دوباره ميره بالا

 

 

 


 

مادر بزرگ (۱)

مامان بزرگ نشسته بود                     موی سرش رو بسته بود

از صبح زود تا سر شب                   کار کرده بود و خسته بود

وقتی اونو بیکار دیدم                           فوری به سویش دویدم

خودم را لوس کردم براش                     صورت او را بوسیدم

- مامان بزرگ قصه بگو                         قصه سر بسته بگو

از بز زنگوله به پا                               از غول زشت بد ادا

از ماشین بوق طلایی                      همه رو بگو تو رو بخدا

مامان بزرگ قصه گفت                          قصه سربسته گفت

یواش یواش خوابیدم                             خوابای قشنگی دیدم

با بزک قصه ها                                    به هر طرف دویدم

 

 

 


 

مادر بزرگ (۲)

مادربزرگ
وقتي اومد
خسته بود

چار قدش و
دور سرش
بسته بود

صداي كفشش كه اومد
دويدم

دور گُلاي دامنش
پريدم

بوسه زدم روي لُپاش
تموم شد خستگي هاش

 

 


 

خوشحال و شاد و خندان

خوشحال و شاد وخندانم               قدر دنيا را می دانم

 

خنده كنم من، دست بزنم من           پا بكوبم من، شادانم

 

در دلم غمی ندارم                 زيرا هست سلامت جانم

 

عمر ما كوتاست، چون گل صحراست

پس بياييد شادی كنيم

 

بياييد با هم بخوانيم                       ترانه ی مهربانی

 

عمر ما كوتاست، چون گل صحراست

پس بياييد شادی كنيم

 

گل بريزم من، از توی دامن              بر روی خرمن، شادانم

 

 


 

باغ وحش

تو قفساي باغ وحش              حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو              ميمون و شير و پلنگ

ميمونه شكلك مياره             مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك               تنهايي فوتبال ميكنه

نگاه كن اون خرس رو                وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد                    هي ميپره تو هوا

طاووس رو نگاه كنيد                چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه            ناز و خوش آب و رنگه

 

 


 

تلفن

باز تلفن زنگ ميزنه           تو گوشم آهنگ ميزنه
من گوشيرو برميدارم              ميگم الو سلام دارم
مامان جونم صداش مياد        صداي خنده هاش مياد
از پشت سيم بهم ميگه          بزرگ شدی حالا ديگه
صدآفرين بر پسرم، برات يه هديه می خرم
صدآفرين بر دخترم، برات يه هديه می خرم

 

 

 


 

توپ سفيدم

توپ سفيدم قشنگي و نازی                       حالا من ميخوام برم به بازی
بازی چه خوبه با بچه های خوب                بازي مي كنم با يه دونه توپ
چون پرت ميكنم توپ سفيدم را                     قل قل ميخوره ميره به هوا
قل قل ميخوره تو زمين ورزش         يك و دو و سه ، چهار و پنج و شش

 

 


 

پاشو پاشو کوچولو

پاشو پاشو کوچولو                    از پنجره نگاه کن
با چشای قشنگت                      به منظره نگاه کن
اون بالا بالا خورشید تابیده بر اسمون
یه رشته کوه پایین تر             پایین ترش درختان
نگاه کن اون دوردورا                 کبوتری می پرد
شاید برای بلبل                      از گل خبر می برد

 

 


 

پیاز

تو دستای مامانم                    پیاز تند و تیزه
با چاقو روش می زنه          تا بشه ریزه میزه
چرا مامان گریه کرد         شاید دلش می سوزه
برای اون پیازه

 

 


 

قلک

دویدم و دویدم                              به قلکم رسیدم
زدم اون رو شکستم                 تا پول بیاد تو دستم
هیچی نبود تو قلک        به جز یک سوسک کوچک
سوسکه بگم چی کار کرد؟       ترسیدوزود فرار کرد
خونه ی اون خراب شد               دلم براش کباب شد
دویدم و دویدم
رفتم برای سوسکه یک قلک نو خریدم

 


 

حاجی لك لك

حاجی لك لك کجائی؟ رو بلندی
چي خوردی؟ نون قندی
مال من كو؟ پيشي برده
اگه پيشيو ببينم سر دمشو مي چينم

 

 


 

كبوتر من

كبوتر ناز من تنها نشسته
دلم براش مي سوزه بالش شكسته
به من نگاه می كنه ساكت و خسته
مامان جون مهربون بالش رو بسته
كبوتر ناز نازي خوب مي شي فردا
دوباره پر مي كشی به آسمونها

 

 


 

دختر خاله

ماسه تا دختر خاله             می رویم خونه خاله
میخوریم چلو کباب
            می پریم تو رختخواب
ميخوريم گوشت و جيگر           ميزنيم به همديگر
رختخواب پاره میشه
              به مامان گفته میشه
کتک ها خورده میشه

 

 


 

خرگوش من

خرگوش من چه نازه                     گوشاش چقد درازه
مثل بخاری گرمه                    چه خوشگل و چه نرمه
دستاشو پیش میاره                         به روی هم میزاره
می خوره برگ کاهو                           می پره مثل آهو

 

 


 

ماهی

ماهی زرد و سرخ من تو آب شنا می کنه برام
وقتی که نزدیکش می شم دهنشو وا می کنه برام
یه روز به ماهی گفتم بیا باهم بازی کنیم
خنده ای کرد و گفتش ماهی باید تو آب باشه تا زنده باشه

 

 


 

پلیس

شبا که ما می خوابیم، آقا پلیسه بیداره
ما خواب خوش می بینیم، اون در فکر شکاره
آقا پلیسه زرنگه، با دزدا خوب مي جنگه
اونارو تا می گيره، دس بند می بنده

 

 

 


 

کلاغه

کلاغه میگه قار قار                   ننه اش میگه زهرمار
باباش میگه ولش کن                    چادر سیا سرش کن
از خونه بیرونش کن

 

 

 


 

دست تو دماغ نکن

مامانم گفته به من              دست تو دماغم نکنم
جوجه رو خیس نکنم        توی جوب جیش نکنم
ولی من
دست تو دماغم می کنم
جوجه رو خیس می کنم
توی جوب جیش می کنم

 

 


 

پاییزه پاییزه

پاییزه پاییزه
برگ از درخت می ریزه
هوا شده کمی سرد
روی زمین پر از برگ

 

 


 

بی دندون

حسنی بی دندون شده          زار و پریشون شده
بی احتیاطی کرده
                     پشیمون شده
بادندوناش شکسته             بادوم سخت و پسته
میک زده به آبنبات             هی جویده شکلات
قندونو خالی کرده          وای که چه کاری کرده
دونه به دونه دندوناش      خراب شدن یواش یواش

 

 


 

خروس

يه خروس چاقو چله                        نشسته روی پله
پراش چقدر قشنگه                        قشنگو رنگارنگه
قوقولی قوقوش بلنده       بالهاشو هی وا می كنه می بنده
يه تاج داره رو كله اش             ناخن داره روپنجه اش
چشمهای ريزی داره                  ناخن های تيزی داره
خورشيد كه ميره تو خونه             خروسه دلش ميگيره

 

 


 

آقا لاک پشت

آقا لاک پشته                   چشاش چقدر درشته
عصا و چوب دستشه           کلاه به سر گذاشته

میگه سلام بچه ها                 من اومدم خبردار

برو از توی کیفت                مداد رنگی بردار

 

 


 

يك و دو و سه

يك و دو و سه                   زنگ مدرسه
زود باش كه دير شد              هنگام درسه

دو و سه و چهار                  همه خبردار
بايد كه باشيم                        دانا و هشيار

سه و چار و پنج                  دانش بود گنج
در راه دانش                    بايد كه برد رنج

چار و پنج و شش            شد فصل كوشش
بايد بكوشيم                          در راه دانش

پنج و شش و هفت             فصل تفريح رفت
شد فصل تحصيل                 هنگام كار است

شش و هفت و هشت               تابستان گذشت
دبستان شد باز                     آموزش برگشت

هفت و هشت و نه                   دير شده بدو
كتاب را باز كن                   حرفش را بشنو

هشت و نه و ده                      مي رويم همره
چه روز خوبي                       مدرسه به به!


 

بارون مياد

بارون مياد، شور شور شور
اب راه اوفتاد، هور هور هور
برف اومده، ريزو ريزو ريز
يخ زد زمین شده، ليزو ليزو ليز
تگرگ مياد، دام دام دام
سرم، دستم، پام پام پام
بارون مياد شَرشَر، پشت خونه هاجر
هاجر عروسی داره، تاج خروسی داره

 

 


 

گریه نکن

گریه نکن عزیز جون            بچه خوب و مهربون
گریه کنی چشای تو                  پف میکنه میاد جلو
قرمز و بد ادا میشه                یه کمی تا به تا میشه
بجای گریه خنده کن             صورت خود تابنده کن

 

 


 

حيوانات

حيوانها خيلي هستند                     وحشي و اهلي هستند
گاوبچه اش گوساله                         بز بچه اش بزغاله
گوسفند وميش و بره                     مي چرخند توي دره
اسب و شتر تو صحرا                 بار مي برند به هر جا
گنجشك و سار و بلبل                  مي روند روشاخه گل
روباه و شير و پلنگ                    حيوانهاي رنگارنگ
تو دشت و كوه و بيشه                   پيدا مي شوند هميشه


 

بخاری

بخاریم بخاری
دستتو رو من نزاری
ای بچه مامانی

وقتی که داغ داغم
روشن میشه چراغم
یه وقت نیای سراغم

 

 


 

وقتی پا می شم

صبح ها زود پا می شم         تا از لحاف جدا شم
دست و روم را می شورم    ليوان شير مي نوشم
ميرم به كودكستان         به جمع خوب دوستان
با اونها بازی مي كنم    يك دنيا شادی مي كنم
مربي خوبي دارم        اونو خيلی دوست دارم

 

 

 


 

گریه نکن

دست کوچولو پا کوچولو             گریه نکن بابات میاد
تا خونه همسایه ها                  صدای گریه هات میاد

گشنه شدی شیرت بدم                  تشنه شدی آبت بدم
خوابت میاد بگو لالا                  تا من کمی تابت بدم

تق و تق و تق                     این باباشه صداش میاد
گریه نکن تا بشنوی              صدای کفش پاش میاد

 

 


 

دامن من

دامن من چین چینیه                              آبی آسمونیه
ستاره های ریز داره                       فقط مال مهمونیه

وقتی که من چرخ میزنم           تموم چیناش وا میشه
تو آسمون دامنم                        ستاره ها پیدا میشه

 

 


 

من یه گلم

من یه گلم من یه گلم ببین،ببین چه خوشگلم
من که یه گل نبودم فقط یه دونه بودم
یه بچه نازنین منو گذاشت تو زمین
بارون اومد آبم داد خورشید اومد نورم داد
بهار اومد قد کشیدم شادی گلها را دیدم
اگه تو منو ببینی نکنه منو بچینی

 

 


 

نهال سیب

نهال سیبی داشتم                تو با غچه اونو کاشتم
باد اومد و تابش داد                ابر اومد و آبش داد
شب اومد و خوابش کرد      روز اومد بیدارش کرد
برف اومد و سرد شد               پیراهنش زرد شد
بهار که از راه رسید               درخت سیبم رو دید
بهار به او عیدی داد               اگر که گفتی چی داد؟
درست گفتی، سبزی داد

 

 


 

دكتر

دكتر چه مهربونه              درد منو ميدونه
با شادي و با خنده              زخم منو ميبنده
ميگه مريض كوچولو       كوچولوي موچولو
دوای تو همينه

 

 


 

اتل متل یه مورچه

اتل متل یه مورچه                  قدم می زد تو کوچه
اومد یه کفش ولگرد                    پای اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته                      راه نمی ره نشسته
با برگی پاشو بسته                      نمی تونه کار کنه
دونه هارو بار کنه                       تو لونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهی                 عیب نداره سیاهی
خوب بشه پات الهی                  ای مورچه ناز نازی

 

 


 

سيب خوشمزه

 

هاهاها هوهوهو                   باد آمد بادآمد
درباغ سيب ما                  شاد آمد شاد آمد

اين شاخه آن شاخه          لرزيد از دست باد
يك سيب خوش مزه           درجوی آب افتاد

آب آن را شُرشُرشُر      باخود تا صحرا برد
يك گاو خال خالی     آن را بو كرد و خورد

 

 


 

ابر چاق سیاه

باز برای آسمون                   از راه رسید یه مهمون
یه ابر چاق سیاه                         با خنده های قاه قاه
ابر ِسیاه شیطون                           دوید توی آسمون
نشست کنار خورشید                    دامنشو روش کشید
آسمونو سیاه کرد                         خنده ای قاه قاه کرد
خورشید به ابر نیگا کرد                پرنده رو صدا کرد
پرنده زود پر کشید                   رفت تا به ابرک رسید
پاهاشو قلقلک کرد                به خنده هاش کمک کرد
ابر سیاه هی خندی                     د اشک چشاشو ندید
خنده ی ابر بارون شد          خورشید خانوم خندون شد

 

 


 

سبز

من رنگ سبزم           برگ درختم
گاهي لباسم               بر بند رختم

من سبز هستم            رنگ بهارم
هم پيش گلها           هم پيش خارم

من رنگ گوجه          رنگ خيارم
من رنگ برگم           رنگ بهارم

 

 


 

کوچولویم کوچولو

کوچولویم کوچولو               صورتم مثل هلو
قد و بالام کوتاهه             چشم و ابروم سیاهه
مامان خوبی دارم            می شینه توی خونه
میدوزه دونه دونه
می پوشم خوشگل می شم    مثل دسته گل می شم

 

 


 

آهای آهای آ گرگره

آهای آهای آ گرگره        اين رودخونه بزرگه
آبش خيلي زياده                  نميشه رفت پياده
بايد كه دست بكارشی           يه قايقی سوارشی
كسي تورو نبينه                  بگيره دمتو بچينه

 

 


 

حسنی بی دندون

حسني بي دندون شده            زارو پريشون شده
بي احتياطي كرده                  حالاپشيمون شده
با دندوناش شكسته             بادوم سخت و پسته
مك زده به آبنبات           هي ميخورده شكلات
قندونو خالي كرده         واي كه چه كاري كرده
دونه به دونه دندوناش     خراب شدن يواش يواش
تا خونه همسايه ها         مياد صداي گريه هاش

 

 


 

مداد

مدادم و مدادم                      این روزا خیلی شادم
چونکه می خوام با دوستان        برم به کودکستان

تراش می یاد کنارم           خیلی دوستش می دارم
انگار با من داداشه!               سرم رو می تراشه

ببین چقدر تیزم من                 عاشق پاییزم من!

 

 


 

پاییز

پاییزه و پاییزه                برگ درخت می ریزه
هوا شده کمی سرد         روی زمین پر از برگ
ابر سیاه و سفید                   رو آسمونو پوشید
دسته دسته کلاغا            می رن به سوی باغا
همه می گن به یک بار   غار و غارو غارو غار

 

 


 

تنبلی

گل همه رنگش خوبه        بچه زرنگش خوبه
توی کتاب نوشته
                 تنبلی کار زشته
تنبل پاشو بیدار شو
     از رخت خواب جدا شو
بشور دست و رویت         شانه بزن به مویت
مسواک بزن به دندان      تا بشی شاد و خندان

 

 


 

پاییز

پاییز اومد دوباره             برگا شدند ستاره
ستاره طلایی                زرد وسرخ وحنایی
آمد باد شبانه                   برگا را دانه دانه
از شاخه ها جدا کرد        توی هوا رها کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

منابع

کتاب

قائنی، زهره. محمد مهدی محمدی. ۱۳۸۰. تاریخ ادبیات کودکان ایران. ۶ جلدی. تهران: نشر چیستا.

یمینی شریف، عباس. ۱۳۸۴. نیم قرن در باغ شعر کودک. تهران: نشر روش نو

 

 

وبگاه

آذر، رسول.  سرای وب نوشت ها

http://www.r-azar.com/

سايت كودكان دات او آر جی

http://www.koodakan.org/index01.htm

شاملو، احمد. وبگاه رسمی

http://www.shamlou.org/

يميني شريف، عباس. سایت

http://www.yaminisharif.com/

 

National Geographic Kids

http://kids.nationalgeographic.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات ماز

۱٣۸۸